محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

506

خلاصة الحكمة ( فارسى )

خواهد بود ؛ مانند بزرگ شدن اعضاء - كل يا بعض - و به هم رسيدن انگشت زايد . و اگر ردى فاسد است : بر مقدار و عدد غير طبيعى مىافزايد ؛ مانند آن كه وسط ساق دست و پا و مفاصل قوىتر گردند و يا مانند غدّه در اعضاء به هم رسد ، و يا مانند ثواليل بر ظاهر اعضاء برآيد . [ 2 - ] و يا شدّت قوّت جاذبهء اعضاء است كه مادّه را زياده جذب نمايد به سوى عضو و باعث زيادتى عدد و يا مقدار گردد ؛ خواه به نفس خود قوى باشد قوّه جاذبه عضو ، و يا به معونت دلك و ماليدن عضو ، و يا به استعمال اضمده و اطليهء مسخّنهء جاذبهء مواد به سوى خود ؛ مانند زفت و خردل و امثال اين‌ها كه به سبب سخونت و توسيع مسام و انعاش حرارت غريزيه ، اعانت مىنمايند قوّت را بر جذب مادّه به سوى عضو . اسباب نقصان عدد و مقدار : بدان كه اسباب نقصان عدد و مقدار : گاه مىباشند از نقصان مادّهء منويه ، كه وفا نمىكند به جميع عدد اعضاء و يا مقدار آن‌ها ؛ به مقتضاى طبيعت نوع آن . يا از خطاى قوّهء مصوّره است و يا ضعف آن ، كه عدد و مقدار طبيعى كه نوع [ و ] شخص را فراموش كرده و عدد عضو و مقدار آن را كم‌تر و ناقص گرداند و به هيأت و شكل ديگر مصوّر نمايد و هيأت آن را متغير سازد . و گاه به سبب زيادتى مقدار مادّه [ و ] به سبب قصور و خطاى قوّهء مصوّره ، نقصان در عدد بعض اعضاء و زيادتى در مقدار بعض اعضاء واقع مىشود ؛ مانند آن كه به جاى پنج انگشت چهار انگشت ، تصوير نمايد « 1 » و جميع مادّه را صرف چهار انگشت نمايد [ كه ] لا محاله در عدد ، كم و در مقدار ، زايد خواهد بود . و اين‌ها ، اسباب نقصان خلقىاند . و اسباب نقصان خارجى ، مانند قطع انگشت و گوش و بينى و لب و غيرها به شمشير و كارد و يا به ريختن مادّهء ردى فاسد جذامى و غير آن ؛ چنان چه ذكر يافت .

--> ( 1 ) . الف : نمايند .